Menu

لطایف الطوایف

لطایف-الطوایف

به رسم هدیه ز گلچین رسید دوش به دستم

لطایفی ز طوایف که کرد واله و مستم

 

ز فخر دین علی بن الحسین کاشف آنکو

که نام و کنیه ی او را به اختصار شکستم

 

کشم به شعر یکی از لطیفه های لطیفش

اگر ز عهده برآیم برآید ار که ز دستم

 

نوشته بود که (هارون) شبی به زوجه ی نیکش

(زبیده) گفت که امشب امید دل به تو بستم

 

زبیده حایضه بود و بگفت (اَتی اَمَرالله …)

مکن شتاب و بدین آیه زد کنایه که خستم

 

اثر نکرد (وفارَالتَنّور) خواند دگر بار

به خویش گفت که این بار من ز مهلکه جستم

 

شنید شوهر و در پاسخش بگفت : (سآوی …

ای جبل …) که ز دریا به کو پشت تو جستم

 

زبیده گفت که (لاعاصم) ز امرالهی

خلیفه گفت ببخشا مرا ز خواهش پستم

 

خلاصه این که عجب گلشنی است هدیه گلچین

که تا تمام نکردم شبی ز پا ننشستم

 

مرید حضرت گلچین شوند خلق (جلالی)

که من ز دیر زمانی مرید بوده و هستم

 

یزد ۱۳۶۱/۳/۱

(۱)آقای گلچین معانی به رسم هدیه و یاد بود یک جلد کتاب لطایف الطوایف تألیف خود را برای اینجانب فرستادند پس از مطالعه ی لطیفه ای از آن کتاب به نظم کشیده و برای ایشان ارسال گردید.

(۲)آیه اول سوره ۱۶ نحل

(۴)آیه ۴۵ سوره ۱۱ هود

(۳)آیه ۴۲ سوره ۱۱ هود

(۵)آیه ۴۵ سوره ۱۱ هود

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *