Menu

تفرّح جنگل

نفرین-جنگل

در تفرّح جنگل
دیده، سرورانی را
راست قامتانی را
ایستاده بر پا دید
**
اجتماع پا برجاست
جمع پیش رو برپاست
بی زبان ولی گویاست
ما کریم و بی رَحمیم حرفشان نمی فهمیم
**
در کفم عصایی بود
هم قطار پایی بود
گفتمش بگو هر چند
راست قامتان هستند
پیش روی ما خاموش
پشت سر چه می گویند؟
**
چوب در خروش آمد
این صدا به گوش آمد،
گفت این زمین پوشان
با خدای خود گویند:
ای خدای فارغبال
طیّ صد هزاران سال
کردی اندر این جنگل،
صد هزار جور انگل
خلق و ما که برپاییم
جمله را پذیراییم
**
لیک تازگی اینجا
انگلی شده پیدا
بی سبب نه بهر قوت
با بتر فتد در ما
بیشه را نماید لوت
**
ای خدای این جنگل
خیل سبزپوشان را
حفظ کن از این انگل

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *