پیش من ذرّه و خروار یکی است
گل گلزار و خس و خار یکی است
سرخی روی گل و زردی کاه
صیقل و سبزه ی زنگار یکی است
علم و جهل و خرد و بی خردی
کفر و دین کافر و دیندار یکی است
گیرودار قفس و فرجه ی باغ
مرغ آزاد و گرفتار یکی است
جامد و مایع و ظرف و مظروف
کف و سقف و در و دیوار یکی است
ساکن میکده و راهی حج
مست لایعقل و هوشیار یکی است
گنگ و گویا کر و گوش شنوا
لب خاموش و گوهربار یکی است
مسجد و دیر و کلیسا و کنشت
همه معموره و معمار یکی است
ظاهر سبحه و زنّار دو تاست
رشته در سبحه و زنّار یکی است
خاک و باد آتش و آبند چهار
آفریننده هر چار یکی است
همه در دایره سرگردانند
نقطه ی مرکز پرگار یکی است
هر چه بینی همه از جانب اوست
هستی و نیستی ام هر دو نکوست
