Menu

پیشگفتار

پیشگفتار

به فرض محال، هرگاه امکان دسترسی به نوار زمان گذشته، گذشته ای که به دور محور چرخ کاینات پیچیده و در کارگاه آفرینش بایگانی شده است، می بود و اگر بار دیگر آن را در جلو چشمان جستجوگر ما در این زمان باز می کردند، در این صورت با نگرش به آن گره بسیاری از مشکلات و معضلات تاریخی ما نیز گشوده می شد. مشکلاتی که اگر موّرخین ما در گذشته توجّه و دقّت وافی مبذول می داشتند، امروز برای ما مُعضل به حساب نمی آمد.

 

ما با واقعیّت تلخی در عالم تاریخ و تاریخ ادب خود مواجه هستیم و آن سرسری گرفتن و نگرش سطحی به رویدادها و عدم تحقیق به معنای واقعی آنست. تذکره نویسان ما در گذشته اکثراً لفّاظ و حتّی فاقد قدرت تشخیص و شناسایی شاعر از ناظم بوده و بعضاً به رونویسی یادداشت های مورّخین قبل از خود بسنده کرده و خوشحال از این که سفینه ای را به رشته کتابت کشیده اند کنار نشسته اند.

آن ها بسیاری از واقعیّات مهمّ زمان خود را که در آن زمان امکان بررسی آن به آسانی میسّر بوده است گذاشته و در گذشته اند.

 

شادروان استاد علّامه قزوینی بنیانگذار امر تحقیق و مطابقه متون ادبی در قرن حاضر این امر مهم را از اروپاییان فرا گرفت و مرسوم کرد. پس از ایشان امر تحقیقات رایج و به تدریج درباره ی شعرا به مطابقت نسخه ها و ذکر اختلاف متون منحصر شد. امّا ریشه یابی افکار و نحوه وابستگی به محیط و ویژگی های فرجه زمانی حیات یک شاعر و چگونگی برخورد عقاید و آراء در آن مقطع زمانِ مورد نظر به هیچ گرفته شد و معلوم نیست ما چگونه می توانیم قادر به شناسایی و درکِ افکار یک شاعر در قرون گذشته باشیم در حالی که خواستار و جویای شناسایی محیط زندگی او نبوده و ناهنجاری ها و تضادّ عقاید و آراء زمان شاعر را به خوبی بررسی نکرده و نشناخته باشیم؟

 

به عنوان مثال باید پی به این نکته برد که چرا صنعت ایهام و تعبیر در شعر حافظ به اوج کمال و اعجاز رسیده است؟ در این صورت است که پس از شناسایی روحیه شاعر و جوّ زمان مشکل معانی پاره ای از ابیات و ایهامات شعرِ او خود به خود حلّ، و معلوم می شود که دیوان حافظ بدان سبب لسان الغیب است که لسان ایهام و تعبیر است و چرا لسان ایهام و تعبیر است این امری است که پس از تحقیق و تفحّص در خُلقیات و مراودات شاعر و اختلافات عقیدتی او با اطرافیان خود روشن خواهد شد.

 

در اینجا مقصود ما شناسایی هر چه عمیق تر و دقیق تر یک شخصیّت تاریخی و ادبی ایران زمین است که به سبب ویژگی های گفتارش در ردیف یکی از اَبَرمردان شعر و ادب تاریخ ادبیات بشری در آمده است و بهتر است برای روشن شدن راهی که به شناسایی کامل حافظ منتهی می شود و ما در پیش رو و در دست مطالعه داریم داریم به عنوان مثال درختی کهن و پربار را در پهن دشتی در عالم خیال، جلو چشمان خود مجسّم کنیم:

 

با دو جور نگاه می توان به این درخت بارور نگریست:

۱-نگاهی به شاخه های باردار درخت از بالا به پایین تا به تنه درخت، آن جا که در خاک می نشیند و دیگر هیچ.

 

۲-نگاهی به شاخه های باردار درخت و پس از آن تفکّر درباره ی این مطلب که این درخت بزرگ با چنین میوه های ی شیرین، شیرابه خود را از کجا تحصیل کرده و می کند؟ آن گاه با نگاهی نه با چشم سَر بلکه با چشم سِرّ به خاک دوخته تا بتوان ریشه ها را در عمق زمین و رطوبت و ترکیبات خاک را در اطراف ریشه رؤیت کرده پی به قابلیّت و ویژگی ها و ارزش های زمینی برد که چنین درختی را پرورش داده است. و ما قرار داریم با هر دو چشم سَر و سِّر به مطالعه این درخت کهن شعر و ادب فارسی یعنی حافظ شیرین سخن بپردازیم. کاری که دیگران با یک چشم انجام داده اند، و به همین دلیل بدون آن که بتوانند رمز بالندگی این درخت تناور را دریافته و به سایرین منتقل کنند در وادی حیرت و تواضع در پای آن به خاک افتاده و زبان به مدح و ثنا گشوده و بر آن دخیل بسته و این رمز همچنان نامکشوف باقی مانده است که حافظ کیست؟ و راز کلام موزون و سحرآمیز او در چیست؟

 

تحقیق درباره ی حافظ از طریق زیر امکان پذیر است:

۱-بررسی فرهنگ قومی و نژادی شاعر که ناخودآگاه جزء سرشت و ساختار فکری او در آمده و زمینه و علّت تظاهرات ادبی و هنری اوست.

۲-بررسی سیر تحوّلات تاریخی به ویژه از یک قرن قبل از تولّد شاعر تا زمان درگذشت او که مؤثر در دید جهانی و برداشت های او از مسائل اجتماعی است.

 

۳-مشخصّات خصوصی حافظ که در آن به بررسی مسائل زیر می پردازیم:

الف- وضع خانوادگی، آباء و اجداد خانواده حافظ

ب- وضع مالی و معیشت خانواده حافظ

ج- میزان دانش و نحوه بهره برداری از آن و علماء معاصر او

د- تشابه حافظ و شمس تبریزی

ه– امرار معاش

و– ابتکارات حافظ در غزل :

اول: ایجاز کلام

دوم: اصطلاحات مبتکرانه

سوم: رموز ده گانه مقبولیّت کلام

ز- چرا حافظ به یزد تبعید شد.

 

این دفتر در سه فصل تنظیم و سعی شده است که در فصل نخستین مراحل سه گانه ی بالا را به کمک مدارک و مآخذ موجود تشریح نموده و در فصل دوم با معرفی غزل های اصیل به ویژگی های آن از قبیل معانی لغات و معانی ابیات و شرح ابیات و اشاره به ابهامات بپردازیم و در فصل سوم سایر اشعار حافظ از قبیل قصیده و قطعه و … آورده خواهد شد.

 

در پاسخ بعضی از صاحبان قلم و حافظ شناسان محترم که ممکن است نسبت به فشرده شرح تاریخ تمدّن و فرهنگ ایران از بدو پیدایش نژادی آریایی تا زمان ساسانیان و به دنبال آن مقاومت ایرانیان تا سقوط خلیفه بازی در بغداد و شرح دوره بیدادگری مغول در زمینه حافظ شناسی معترض و آن را غیر ضروری بدانند . نوسینده این سطور پیشاپیش خود را به ادای توضیحات زیر موظّف می داند:

انگیزه نوشتن این شرح پس از دو دفعه مسافرت به کشورهای آسیای مرکزی ترکمنستان و ازبکستان بلافاصله بعد از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی و مذاکراتی که با فارسی زبانان ازبکستان و ارمنستان به ویژه تعدادی دانشجوی ادبیات ترکمنستان درباره ی حافظ و استفسار از درک معانی اشعار او و مطالعه کتاب هایی که درباره ی این شاعر بزرگ به زبان فارسی نوشته شده است در من ایجاد شد. نتیجه امر بسیار قابل توجّه و متأثّر کننده بود:

 

۱-در استفسار از معانی ابیات متعدّدی از اشعار حافظ هیچ کدام از سؤال شدگان به دقایق شعر و  محسّنات کلام شاعر واقف نبوده و به صورت تحت اللّفظی عباراتی را ادا می کردند.

۲-در پاسخ این که کدام یک از کتاب های نوشته شده درباره ی حافظ را خوانده اید پاسخ ها اکثراً منفی و تنها در یک مورد پاسخ دانشجویی تکان دهنده و قابل مطالعه بود. این دانشجوی ادبیّات در پاسخ وجود و نام کتاب هایی که به فارسی درباره ی حافظ نوشته شده است و در کتاب خانه ی دانشکده آن ها موجود است گفت:

 

در کتابخانه ی مرکزی ما متجاوز از شش میلیون جلد کتاب از جمله تعداد زیادی کتب فارسی و شرح احوال شعرای فارسی زبان موجود است (شش میلیون جلد کتاب در یک کتابخانه ی مرکزی عشق آباد در یک جمهوری چهارونیم میلیونی!) امّا در هیچ کدام از آن ها حافظ به نحو مطلوب به خواننده شناسانده نشده و من می خواهم حافظ را همان طور بشناسم که شعرا و نویسندگان روسی را با مطالعه یک جلد کتاب صد صفحه ایی می شناسم.

 

۳-و بالاخره هیچ کدام از این دانشجویان بیست ساله چیزی از ایران بزرگ و رویدادهای تاریخی گذشته خود تا قبل از انقلاب اکتبر در خاطره خود نداشتند. گویی تبلیغات هفتاد ساله دوره کمونیستی زداینده خاطرات و واقعیّات تاریخی آن ها بوده است.

پس از مراجعت به ایران و طرح سؤالاتی برای دانش آموزان و دانشجویان هموطن در هر فرصت مناسبی که دست می داد، این بار هم نتیجه حاصله مأیوس کننده بود. تقریباً تمامی سؤال شدگان به جز دیوان حافظ نام کتابی دیگر درباره ی این شاعر بزرگ ملّی را نمی دانسته و نخوانده و بعضاً با آن که از وجود چنین کتاب هایی آگاهی داشتند آن را مطالعه نکرده بودند

 

این آگاهی ها مرا بر آن داشت که برای جوانان جزوه یی فراهم شود که:

اولاً: جوانان ما به ویژه فارسی زبانان آسیای مرکزی پی به سوابق تمدّن و فرهنگ چند هزار ساله خود ببرند، چیزی که تحوّلات روزگار سبب شده و می شود که به دست فراموشی سپرده شود و اهمیّت دانستن آن کمتر از شناختن حافظ نیست.

ثانیاً: انگیزه دو اتّفاق مهمّ و سرنوشت ساز تاریخ ما یعنی حمله اعراب و مغول را دریافته و در قبال آن به کوشش هایی که اَبَرمردان ادب ایران برای حفظ موجودیّت وطنشان به عمل آورده اند پی ببرند. ابرمردانی چون فردوسی و حافظ.

 

ثالثاً: جوانان ما همانطور که شیوه محقّقین غرب است با شناسایی محیط زندگی – زمان زندگی – تجزیه و تحلیل آثار شاعر او را شناخته و برداشتی منطقی در ذهن خود از او داشته باشند.

 

در پایان ذکر این نکته ضروری است که حقّ چنین بود که به منظور معرّفی مآخذ هر مطلب چنان که شیوه ی درست نویسندگی است پس از بیان هر موضوع که از جایی نقل و یا استنتاج شده بلافاصه شماره گذاری و در فصل استدراکات ذیل همان عدد، شماره و صفحه کتاب و نام نویسنده ی محترم آن ذکر گردد، امّا از آن جایی که این نوشته ها حاصل مطالعه و استفاده از مفاد کتب و مقاله ها و مجلّه های زیادی است که در طی سال های متمادی به عمل آمده و اکثراً در ذهن این ناتوان تثبیت گردیده و در این پیرانه سر حوصله و فرصت مجدّد بازخوانی و پیدا کردن و تفکیک مطالب این همه کتاب را برای ذکر مأخذ نداشتم به ناچار در آخر کتاب نام و مشخصات کلیّه ی مدارک و مقاله هایی که از آن ها در گذشته استفاده برده و همگی در کتابخانه ی محقّر حقیر موجود است ذکر کرده و از کلیّه نویسندگان و اساتید گرانقدر که در این مورد آگاهی ها و بضاعت ناچیز خود را مرهون زحمات و تحقیقات آن ها می دانم سپاسگزار و از آن سروران ارجمند بخواهم  که هنگام مطالعه این نوشته ها هرگاه با موارد سهو، لغزش و یا اشتباهی مواجه شوند با کمال بزرگواری نویسنده را آگاه و مرهون الطاف و عنایات خویش فرمایند.

 

به عنایت نظری کن که من دل شده را

نرود بی مدد لطف تو کاری از پیش

 

دکتر عبدالحسین جلالیان

۲ دیدگاه

  1. “برای روشن شدن راهی که به شناسایی کامل حافظ منتهی می شود و ما در پیش رو و در دست مطالعه داریم
    به عنوان مثال درختی کهن و پربار را در پهن دشتی در عالم خیال، جلو مطالعه داریم
    به عنوان مثال درختی کهن و پربار را در پهن دشتی در عالم خیال، جلو چشمان خود مجسّم کنیم:”

    در این بند یک جمله دوبار آورده شده، لطفا اصلاح کنید

    • با سلام و احترامات فراوان
      با تشکر از شما دوست گرامی و تحسین از نکته سنجی شما
      از اینکه به ما اطلاع دادید کمال تشکر را داریم
      موفق و در پناه حق باشید

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *