بر طبق سنّت تحمیلی که از دیر زمان، از صدر اسلام در مکتب خانه های ایران معمول شده بود، امر آموزش و تعلیم، نخست با الفبای عربی و بر پایه صرف و نحو آن زبان قرار داشته و در مراحل بالاتر هم اکثراً با زبان عربی ادامه می یافته است. حافظ نیز ابتدا از کتاب مصباح تألیف المطرّزی متوفی به ۶۱۰ هجری که در صرف و نحو عربی تألیف شده است مقدمات زبان عربی را فرا گرفته و از همان ایام کودکی در مکتب با قرائت قرآن و حفظ کامل آن و علم تجوید آشنا و در دنبال آن در رشته علوم قرآنی از جمله علم کلام و تفسیر مهارت یافته و سپس به بحث کشاف یا تفسیر زمخشری (متوفی به سنه ۵۳۸ هجری) و کشف کشّاف سراج الدین عمر بن عبدالرحمان فارسی معاصر حافظ و متوفی به سنه ۷۴۵ هجری (و شاگرد قوام الدین عبدالله عالم علوم قرآنی که حافظ هم چندی از محضر این استاد کسب فیض کرده بود) پرداخته است.
همچنین کتاب مفتاح اثر سکّاکی متوفی به ۶۲۶ هجری و مطلع اثر شمس الدین ابوالثّنا محمود بن عبدالرحمان اصفهانی متوفی به ۷۴۹ که شرحی بر مطالع قاضی بیضاوی است و اکثر دواوین شعرای عرب و ایرانی تا زمان خود مرور و از آنها بهره برداری و کسب فیض کرده است. علاوه بر اینها در کسب هنر و علم موسیقی رودنوازی و تمرین آواز خوش و علم تجوید، کوشا و موفق و به زیور این همه علوم آراسته بوده است.
با توجه به این نکات و اینکه فراگیری اینهمه اطلاعات مستلزم دست کم بیست سال صرف وقت است می توان به خوبی دریافت که کسی می تواند در نوجوانی به اینهمه دانش دست یابد که تمام سالهای کودکی و نوجوانی خود را صرف فراگیری دانش کرده باشد و کسی به چنین امری توفیق خواهد یافت که نان و چاشت او مهیا بوده و اندوه نقصان خوراک و پوشاک نداشته باشد وگرنه بنا به عرف معمول چه در زمانهای گذشته و چه امروز، خانواده های تهی دست و بی چیز فرزندان خود را از بدو طفولیت به دست فرد کاسبی می سپارند تا هم از محل دستمزد او خرج آن کودک تأمین و هم از برای فرزندشان در آینده راه اعاشه باز شود. خانواده حافظ دارای آن مقدار بضاعت مالی و قدرت مادی و بصیرت و آینده نگری بوده اند که با فراغت بال و آسودگی خیال فرزند خود را به تحصیل علم و ادب بگمارند و همین دلیل کافی است که ما آنها را خانواده ای بالنسبه مرفّه الحال در زمان خود به حساب آوریم.
