Menu

ماحصل کلام

ماحصل-کلام

این است حافظ:

آنچه در صفحات قبل گفته آمد همگی برای آماده شدن اذهان عمومی به منظور پذیرش این شرح حال مختصر است که اگر هم صددرصد منطبق با واقعیت نباشد بدان نزدیک است.

 

حافظ به سال ۷۱۸ هجری شمسی از پدری اصفهانی الاصل و مادری از اهالی کازرون در شیراز بدنیا آمد، پدرش مردی پیله ور و از طبقات متوسط جامعه و دارای زندگانی نسبتاً مرفّهی بود. ایام کودکی و نوجوانی حافظ در شیراز در مکتب و مدرسه علوم دینی به صرف فراگیری خط و سواد فارسی و مقدّمات زبان عربی و سپس به فراگیری علم کلام و تفسیر قرآن سپری و زیر نظر اساتید مشهوری جامع علوم متداول آن زمان می گردد و در همین ایّام نوجوانی ذوق شعر و شاعری در او شکوفا می شود.

زمانی که زبان حافظ به شعر و شاعری باز شد شاعر مشهوری به نام خواجه کرمانی و تقریباً سی سال بزرگتر از او در شیراز در اوج شهرت به سر می برد که یکی از شعرای دربار شاه شیخ ابواسحاق بود. تردیدی نیست که حافظِ جستجوگر در بدو امر با این شاعر ملاقاتها و تماسهای زیادی داشته و از او نکات فراوانی را در عالم شعر و شاعری آموخته و احتمالاً توسط او هم به دربار شیخ ابواسحاق نزدیک شده است.

 

کار حافظ در بدو امر مطالعه و کند و کاو اشعار خواجو و کشف رموز غزلسرایی او بوده است به طوریکه شیوه غزلسرایی و انتقاد از متظاهرین ریاکار دینی و چاشنی کردن مسائل عرفانی در سخن را عیناً از خواجو فراگرفته و تقلید می کند. منتها بتدریج از آنجایی که خود در ادای مطلب به صورت ایجاز و روانی گفتار و صنعت ایهام مبتکرانه عمل می کند انتشار اشعار او سبب شهرت تامّه این شاعر خلّاق و شیرین سخن و پشت سر نهادن خواجو در مسیر شهرت می شود. از طرف دیگر از آنجایی که او در رشته علوم دینی متبحّر و بصیر بود و به سبب روحیه آزادی گری و صراحت لهجه و شجاعت در گفتار و بی اعتنایی به پایان کار، بتدریج دشمنان و مخالفانی در طبقه روحانیان متشرّع و متظاهر برای خود فراهم می سازد. دوره شاه شیخ ابواسحاق سپری و زمان حکومت امیر مبارزالدین فرا می رسد و در این مدّت شاعر به خلق آثار طنزآمیز پرداخته و اشعارش در دهان مردم می افتد و این شهرت و محبوبیّت او سبب حسادت دشمنان صاحب شریعت شده در نتیجه ایام را با دلهره و ناآرامی می گذراند. دست به دست شدن حکومت و فرا رسیدن زمان سلطنت شاه شجاع که تقریباً پانزده سال از حافظ جوانتر و با او مؤانست قبلی داشته سبب خوشحالی و شکوفایی شاعر می شود و سالیانی چند در مبارزه با رقیبان دست بالا را پیدا کرده و سروده های او در این ایام کاملاً گواه بر این مدّعاست. لاابالی گری و کارهای خلاف شرع شاه شجاع و تحریکات داخلی شیراز و مشکلات برخورد و جنگهای بیرونی سبب می شود که شاه شجاع به منظور حفظ سلطنت و حکومت خود تغییر رویه داده و متظاهر به طرفداری از دستورات شرع همانند ایام سلطنت پدر خود بشود. این تغییر رویه علّت العلل تبعید حافظ به یزد است که دو سال و کسری طول می کشد و پس از مراجعت به شیراز به سختی معیشت دچار و سالیانی در بیم و امید روزگار می گذراند و بالاخره در سال ۷۹۲ هجری در می گذرد.

 

آنچه ظنّ انسان را به یقین نزدیک می سازد اینکه غزلسرایی حافظ بیشتر وسیله انتقال پیام و نشر عقیده باطنی و دفاع و حمله است تا شعر گفتن بی هدفانه و هر غزلی از او حاوی پیام و در زمان خاص و به منظوری خاص سروده شده و اگر استثنایی در کار باشد که هست بسیار کمتر از سایر سروده های اوست. شهرت حافظ به سبب هوش فوق العاده و ابتکاراتی است که با پشتوانه سواد و معلومات و اطلاعات خود در غزلسرایی به کار بسته و قبلاً درباره ی آن به تفصیل سخن گفته شد و محبوبیّت او چیزی نیست که بعد از او حادث شده باشد بلکه ریشه در زمان خود حافظ دارد چرا که مردم تحت فشار قلدرهای مذهبی شعر او را زبان حال خود می دانستند و این محبوبیّت و انتشار شگفت آور اشعار او از زمان شاعر تا به امروز پیوسته رو به فزونی است پس می توانیم همین ماحصل کلام را باز هم در عبارت مختصر زیر بگنجانیم و بگوییم که:

شعر حافظ نمونه طرز تفکّر ایرانی و برداشت او از دین و دنیاست

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *