Menu

خانواده شمس

خانواده-شمس

از احوال خانواده و محیط زندگی و مربّیان شمس در نوجوانی مدرک موثّق و شرح جامعی در دست نیست امّا وضع به گونه یی بوده است که شمس در ایّام صباوت و نوجوانی موفّق به کسب علوم پایه و عالی در نزد اساتید زمان خود شده است. او در علم تفسیر و حدیث و فقه و کلام و فلسفه متبحّر بود و کتاب (التّنبیه) را که یکی از کتب پنج گانه فقه شافعی است به خوبی آموخته بوده است.
بنابراین معلوم می شود که خانواده او در آن مرحله از بضاعت مادّی و کمال معنوی و استعداد ذاتی بوده اند که فرزند خود را به کسب دانش بگمارند.
خانواده او اهل تبریز بوده اند و او خود از مردم تبریز و بزرگ شده در آن شهر بود و بدان افتخار می کرد.
به گفته ی خود او توجه کنیم:
…. آن از خری خود گفته است که تبریزیان را خر گفته است . او چه دیده است؟
چیزی که ندیده است و خبر ندارد. چگونه این سخن می گوید؟!
آن جا کسانی بوده اند که من کمترین ایشانم که نحو ( مثل و مانند) مرا بیرون انداخته اند. هم چنان که …. از دریا به گوشه ای افتد، چنینیم تا آن ها چون بوده اند. (مقالات ۱۹۴)
دولت شاه در تذکره خود او را پسر خاوند یعنی جلال الدّین حسن معروف به نو مسلمان از نژاد بزرگ امید که بین سال های ۶۰۷-۶۱۸ حکومت الموت داشت شمرده امّا همان طور که استاد فروزانفر بیان می دارند (۱) این مطلب صحّت نداشته چه این موضوع در مآخذ قدیم تر نیامده و ثانیاً به نصّ جهان گشای جوینی جلال الدّین حسن نو مسلمان به جز علاءالدّین محمّد (۶۱۸-۶۵۳) فرزند دیگر نداشته است.
(۱)نقل از کتاب زندگی مولانا جلال الدّین فروزانفر، چاپ چهارم، صفحه ۵۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *