Menu

شمس طرفدار تحقیق و دشمن تقلید

شمس-طرفدار-تحقیق-و-دشمن-تقلید

پر واضح است کسی که در مذهب شافعی فقیه بوده و کتاب التنبیه (۱) و … را خوانده است و سال ها آجر حیاط مدرسه را با کفش خود ساییده و درک فیض محضر مدرّسین و متشرّعین را نموده است بهتر از هر کس به روحیه اهل مدرسه آشنایی کامل دارد.
شمس تبریزی در خلال سال های تلمّذ به یک نکته مهم پی برده است. که مدرّسین علوم دینی همه طوطی وار از روی کتاب حرف می زنند و خود اهل تحقیق و تتبّع نیستند. در برابر سؤال چرا؟ برای چه؟ حساسیت دارند و آن را ذنب لا یغفر می شمارند.
آن ها منحصراً ناقل کلام اند و هر چه از قد ما به دستشان رسیده وحی مُنزَل به حساب می آورند او خود چنین فکر نمی کند، و از قبول چشم بسته هر نوشته یا قولی گریزان است. شمس اهل تقلید نیست و میمون وار آن چه را تعلیم می بیند انجام نمی دهد او خود در هر مسئله و نظریه یی شخصاً به تفکّر می پردازد و النّهایه برای خود صاحب عقیدتی می شود و با صراحت لهجه یی که دارد هر گاه زمینه مساعدی بیابد با رشادت هر چه تمام تر اطرافیان را از تقلید منع و به تحقیق فرا می خواند.
این شهامت و این صراحت لهجه شمس تبریزی را هیچ کس ندارد همه اهل احتیاط اند و این خود امتیاز بزرگی است برای شمس جستجوگر، و همین ویژگی و صراحت لهجه و دفاع از عقیده اوست که مولانا را از راه کوفته شده و قدیمی مسئله گویی و تکرار مباحث باز می دارد و از او چنان شخصیّتی می سازد که پس از گذشت هفتصد سال هنوز افکار و اقوال او برای مردم این زمان تازگی دارد.

افلاکی در این باره مطلبی دارد که گویای کامل شخصیّت شمس است:
«روزی در خانقاه نصرالدّین وزیر … اجلاس عظیم بود … و جمیع علما و شیوخ و عرفا و حکما و امرا و اعیان … در آن مجمع حاضر بودند و هر یکی در انواع علوم و فنون و حکم، کلمات می گفتند و بحث های شگرف می کردند مگر … مولانا شمس الدّین، در کنجی بسان گنجی مراقب گشته بود.
از ناگاه برخاست و … بانگی بر ایشان زد که:
-تا کی … برزین بی اسب، سوار گشته، در میدان مردان می تازید؟ … و تا کی به عصای دیگران بپاروید؟ این سخنان که می گویید از حدیث و تفسیر و حکمت و غیره، سخنان مردم آن زمان است که هر یکی در عهد خود به مسند مردی نشسته بودند، و از … حالات خود، معانی گفتند.
و چون مردان این عهد شمایید اسرار و سخنان شما کو؟ هَمشان … از شرمساری، سر در پیش انداختند. بعد از آن فرمود که …
-بعضی کاتب وحی بودند و بعضی محل وحی، اکنون جهد کن که هر دو باشی:
هم محلّ وحی حقّ، و هم کاتب وحی خود باشی ….» (افلاکی ۵۲/۴)
این گفته شمس الدّین احمد افلاکی آیینه تمام نمای شخصیّت شمس تبریزی است . و شمس تبریزی همه عیب و علّت عقب افتادگی ما مردمان مشرق زمین را در این سخن خود به طور واضح بیان کرده است و بر این گفته چنین صریحی هر گونه توضیح بیشتر نقض غرض خواهد شد.
و خواننده عزیز اگر فقط از همین یک گفته شمس تبریزی چیزی دریابد می توان امیدوار بود که به قول خود شمس تبریزی:
(چون گفتنی باشد و همه عالم از ریش من درآویزد که مگر نگویم … [خواهم گفت]
اگر چه بعد از هزار سال باشد، این سخن بدان کس برسد که من خواسته باشم.)

(۱)التّنبیه فی فروغ الشافعیّه للشیخ ابی اسحاق ابراهیم بن علی الفقیه الشیرازی الشّافعی المتوفّی سنه ۴۷۶ ه و هو احد الکتب الخمس المشهوره المتداوله بین الشافعیه بدافی تصنیفه فی اوائل رمضان سنه ۴۵۶ ه و شرح ها جمع من فقهاء الشّافعیه و یبلغ ستّه و ثلثین شرحاً و منها شرح الشیخ جلال الدّین عبدالرحمن بن ابی بکر السّیوطی المتوّفی فی سند احدی عشر و تسعأته و سماء الوافی ( النّقل بالاختصار عن کشف الظّنون) (مقالات ۲۴۳)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *