Menu

غزل شماره ۴

4

۱- اگر کبیر شِمُردی، صغیرِ دارا را
حقیر مَشمَر دیگر، فقیرِ دانا را
۲- بگیر اگر بشود دستِ خَصم را و ببند
مگیر دستِ کم، آن بازویِ توانا را
۳- بسی شُده ست و شود باز در جهان پیدا
سکندری که کُند غَصب مُلکِ دارا را
۴- برای مَسئلهِ جبر و اختیار نبود
کسی که باز کند بهر ما معمّا را
۵- همیشه مَرجعِ تقلیدِ لَحن، طوطی وار
نِهَد سخن به دهان، خوش صدایِ شیوا را
۶- بدان و در پیِ تقلیدِ کس مباش و بگیر
ز بیتِ زیر، یکی پند و یاد کن ما را:
۷- نمی برند به بازار مِسگری تا یاد
دهند قول و غزل بلبلِ خوش آوا را
۸- چنان نشسته «جلالی» به هر دِلی سُخَنت
که رانده اند از آن مِهرِ ماه سیما را
 

غزل

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *