Menu

غزل شماره ۷۷

۱-سرنوشتی که از اوّل قلمِ صُنع نوشت

بَهرِ ما ساری و جاری ست به عنوانِ سِرِشت

 

۲-کاشتی بَذر و شود سبز و دهد بار ولی

هر چه را کاشته ای آن بودت حاصلِ کِشت

 

۳-زشت و زیبا همه وابستِ زمان است و قیاس

نبود مُطلقِ زیبا و دگر مُطلقِ زشت

 

۴-می شود دوزخی آن را که سرشتی ست شقّی

آنکه را ذات سعید است برندش به بهشت

 

۵-جلوهِ حقّ متجلّی ست، تفاوت نکند

مسجد و صومعه و دیر و کلیسا و کِنِشت

 

۶-خفته را سایه دیوار تفاوت نکند

اگر از خشتِ طلا بر شده یا از گِل و خشت

 

۷-نیک بخت آن که  «جلالی»  ز نشاط از غم رَست

شوربخت آنکه نشاط و طرب از دست بِهِشت

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *