Menu

غزل شماره ۷۹

79

۱- رفت از بَرِ ما دوش و ندانیم چرا رفت
نگذاشت بپرسیم که از ما چه خطا رفت
۲- من راضی از او بودم و او نیز رضا داشت
بی میل و رضای من و با میل و رضا رفت
۳- از پیش چه کس آمد و چندی بَر ما ماند
پیش چه کسی رفت که دوش از بَرِ ما رفت
۴- این غصّه مرا کُشت که من هیچ ندانم
اوّل ز کجا آمد و آخر به کجا رفت
۵- از بهرِ من این آمد و رفت است معمّا
بی ناز و ادا آمد و با ناز و ادا رفت
۶- شیرین دَهنان را خبر از عهد و وفا نیست
همراهِ وفا از دِلِشان صدق و صفا رفت
۷- رفت آخر و بود از دلِ من کاشکی آگاه
کز رفتنِ او بر من بیچاره چها رفت
۸- از وِرد و دعایِ سحری خیر ندیدیم
چونست که دیگر اثر از ورد و دعا رفت
۹- یک چند تو را خانه پُر از شور و نوا بود
او رفت «جلالی» و از آن شور و نوا رفت
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *