| ۱- |
رفت از بَرِ ما دوش و ندانیم چرا رفت |
|
نگذاشت بپرسیم که از ما چه خطا رفت |
|
|
| ۲- |
من راضی از او بودم و او نیز رضا داشت |
|
بی میل و رضای من و با میل و رضا رفت |
|
|
| ۳- |
از پیش چه کس آمد و چندی بَر ما ماند |
|
پیش چه کسی رفت که دوش از بَرِ ما رفت |
|
|
| ۴- |
این غصّه مرا کُشت که من هیچ ندانم |
|
اوّل ز کجا آمد و آخر به کجا رفت |
|
|
| ۵- |
از بهرِ من این آمد و رفت است معمّا |
|
بی ناز و ادا آمد و با ناز و ادا رفت |
|
|
| ۶- |
شیرین دَهنان را خبر از عهد و وفا نیست |
|
همراهِ وفا از دِلِشان صدق و صفا رفت |
|
|
| ۷- |
رفت آخر و بود از دلِ من کاشکی آگاه |
|
کز رفتنِ او بر من بیچاره چها رفت |
|
|
| ۸- |
از وِرد و دعایِ سحری خیر ندیدیم |
|
چونست که دیگر اثر از ورد و دعا رفت |
|
|
| ۹- |
یک چند تو را خانه پُر از شور و نوا بود |
|
او رفت «جلالی» و از آن شور و نوا رفت |
|
 |