Menu

غزل شماره ۹۸

98

۱- به ما آن را لطفی دگر باد
ز لطفِ پیش از اینش، بیشتر باد
۲- الهی لعل خندانش لبالب
پر از شیرینی و شهد و شکر باد
۳- خدا ناکرده گر آید بلایی
به سویش، سینه ام بهرش سپر باد
۴- کلامِ نغز و پرمغزش الهی
چو دندان در دهانش پر گهر باد
۵- دو دستی را که بر سر دارم از درد
شبی بر گردنش یا در کمر باد
۶- زَنَم تا بشنود دیوار، بر دَر
رقیبا خصمِ جانم دَربِدَر باد
۷- نه من، هر کس الهی عاشقش شد
چو لعلش یا دل من خون جگر باد
۸- خدا را گر چه خوبست آن شکر لب
از این هم با «جلالی» خوب تر باد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *