Menu

غزل شماره ۱۰۲

102

۱- گل که بی خار بود، خوارِ گلستانِ تو باد
سروِ سرکش، علفِ هرزهِ بُستان تو باد
۲- هر سری پیش قدومت به ادب خم نشود
همچو گو، یکسره اندر خَم چوگان تو باد
۳- نمکین پسته و نقل و شکر و مروارید
برخی آن لب خندانت و دندانِ تو باد
۴- من که باشم که به فرمان تو باشم شب و روز
ماه و خورشید فلک بندهِ فرمانِ تو باد
۵- یا که باشم که ثناگویِ تو باشم به کلام
در چمن مرغِ خوش آواز ثناخوان تو باد
۶- دلم از دست نگهبان شرورت خونست
از خدا خواست «جلالی» که نگهبان تو باد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *