Menu

غزل شماره ۱۰۸

108

۱- اگر به دام نفوذِ کلام ما افتد
بود که از سرِ رغبت به دام ما افتد
۲- نشان رغبتش از بهر ما همین کافی ست
که تا به فکر جواب سلام ما افتد
۳- چنان ربوده دلم را که از طریق نسیم
ز دور، عطرِ تنش در مشامِ ما افتد
۴- به غیر آبِ دهان مدامم از سر شوق
بود محال که شهدش به کام ما افتد
۵- توقّعی نکنم تا پیِ مُصاحبتش
ز تابِ چهره اش، عکسی به جام ما افتد
۶- ولی به عرش بسایم سر ار که روزی باد
وزیده پیرهنش روی بام ما افتد
۷- و یا ز روی تصادف نگاه نرگس او
به سنگ گور، زمانی به نام ما افتد
۸- حلال باد «جلالی» به زاهد، آن کوثر
مباد فکر شرابِ حرامِ ما افتد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *