| ۱- |
کسی که دلبر محبوب در حرم دارد |
|
ز جان بخت چه خواهد دگر؟ چه کم دارد |
|
|
| ۲- |
از آن که در بَرِ دلدارش آرمیده بپرس |
|
ز عیش و نوش چه کم دارد و چه غم دارد |
|
|
| ۳- |
هم از وصال بود بهره مند در شبِ وصل |
|
هم از شراب صبوحی که صبحدم دارد |
|
|
| ۴- |
به راه راست هدایت کنم تو را ای دل |
|
مرو به ساحت زُلفی که پیچ و خم دارد |
|
|
| ۵- |
به احتیاط عمل کن چو مُکنَتی داری |
|
مباش غرّه، که اوضاع زیر و بم دارد |
|
|
| ۶- |
جمیع خلق صمیمانه احترام کنند |
|
به آن که جامعه را سخت محترم دارد |
|
|
| ۷- |
شود ذلیل، عزیزی که بی گناهی را |
|
ز روی کینه و از جهل متّهم دارد |
|
|
| ۸- |
خوشا مصاحبت شاعری که ایمان داشت |
|
به آنچه در غزلش گفت و در قلم دارد |
|
|
| ۹- |
نگر به شعر «جلالی» که تا در آری سر |
|
ز کار خلق، که این رند جام جم دارد |
|
 |