Menu

غزل شماره ۱۱۹

119

۱- خانهِ دِنجِ خرابات نشانی دارد
بر دَرَش طایفه دُردکشانی دارد
۲- ساکنانش همه افتاده و مستند و خراب
خیل خودباختهِ دست و دهانی دارد
۳- کوچه میکده را دُردکَشانند مقیم
خفتگانند و عجب امن و امانی دارد!
۴- «به حقارت منگر دُردکشان را کاین قوم»
بین خود تخت نشین، تاجورانی دارد
۵- ای بسا شخص گرانقدرِ به ظاهر مفلس
در دلش آرزوی رطلِ گرانی دارد
۶- چه بسا بی سر و پا مفلس بی مقداری
گوشه ی مصطبه جایی و مکانی دارد
۷- این بود وصفِ خرابات و خرابات نشین
«هرکسی برحست فهم گمانی دارد»
۸- قدر خود، قیمت ایّام جوانی بشناس
مده از دست که محدود زمانی دارد
۹- درک لذّت ز جهان عاقل و هشیار کند
مستی و بی خبری لذّتِ آنی دارد
۱۰- کِلکِ حافظ نه چنان گفت «جلالی» و نوشت
«کلکِ ما نیز زبانی و بیانی دارد»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *