Menu

غزل شماره ۱۳۲

132

۱- ای خوش آن کس که اگر کَس دل او شاد نکر
لب فرو بست و ز غم ناله و فریاد کرد
۲- با دل غمزده ی خویش کنار آمد و ساخت
زین میان گر کَسَش از بند غم آزاد نکرد
۳- ای خوش آن مرد که در عشق خود ار خورد شکست
چشم پوشید و ز معشوقه دگر یاد نکرد
۴- کاش آن ماهرخ عشوه گر جلوه فروش
این همه ملعبه با حسن خدا داد نکرد
۵- یا چو طاووس نمی کرد چنان جلوه به باغ
سرو قدّی که تواضع بر شمشاد نکرد
۶- بانی مسجد از این غصّه یقین خواهد مرد
که چرا کرد و چرا میکده بنیاد نکرد
۷- که چرا حال و دل و روح کسان کرد خراب
که چرا روح و دل غمزده آباد نکرد
۸- سود آن کرد که شادی به دل غمزده داد
آن چه با خمس، توانایی، اگر داد نکرد
۹- ذکر خیری ست به دنبال «جلالی» زیرا
ظلم، با خصم گر از پای درافتاد نکرد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *