Menu

غزل شماره ۱۳۴

134

۱- قاصد هر آن چه حلقه به در زد ثمر نکرد
سر از درون خانه اش آن مه به در نکرد
۲- نشنید و در نیافت چو پیغام و نامه را
پاسخ نداد و پرسشی از نامه بر نکرد
۳- روزی به راه دیدمش و روبرو شدم
ناورد او به روی و به رویم نظر نکرد
۴- روز دگر ندیدمش اندر مسیر خویش
گرداند راه و دیگر از آن ره گذر نکرد
۵- هوشم ربود سیلی جانانه اش چنانک
جبران آن نسیم لطیف سحر نکرد
۶- رفتم کنار از سر راهش اگر چه من
او هم در این مُرافِعَه شَقِّ القمر نکرد
۷- دل داده بود گر چه «جلالی» ولی دگر
خود را برای سنگدلی، خون جگر نکرد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *