Menu

غزل شماره ۱۵۵

 

155

۱- یک رشته گُهَر با آن، لعل نمکین باشد
یا پرتو دندانست یا دُرِّ ثمین باشد
۲- لعلش چو نگین مشهود و آن گوهر دندان ها
چو حاشیه الماس در گرد نگین باشد
۳- تصویر پریشانی ست چین و شکن زلفش
یا نقشِ شبی تار از، صورتگرِ چین باشد
۴- روز رخ و شام زلف در چهر پریرویان
هر لحظه پدیدار است اعجاز چنین باشد
۵- چشمش چو کمانداران در راهزنی طاقست
مخفیگه پنهان شیطان لعین باشد
۶- در رهگذرش خواندیم آواز و شنیدم گفت
این ناله ی عشاق است، آواز حزین باشد
۷- پرسند رفیقان گر احوالِ «جلالی» را
بگرفته زبان در کام، او گوشه نشین باشد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *