| ۱- |
رفت بی جا ز سر خشم و به جا باز آمد |
|
رفت با دغدغه، با صلح و صفا باز آمد |
|
|
| ۲- |
گر چه بی مشورت و میل من، از پیشم رفت |
|
لِلّله الحمد که با میل و رضا باز آمد |
|
|
| ۳- |
رفت و برگشت و نفهمید کسی غیر از من |
|
این دلارام چرا رفت و چرا باز آمد |
|
|
| ۴- |
بی وفا بود اگر باز نمی گشت آن بُت |
|
«کان بُتِ سنگدل از راه وفا باز آمد» |
|
|
| ۵- |
ما نه صیّاد خطاکار و نه میبود او صید |
|
زین سبب بود که آهوی خطا باز آمد |
|
|
| ۶- |
دوستان آمده و تهنیتم می گویند |
|
که ز اقبال نکوبخت شما باز آمد |
|
|
| ۷- |
بهر درد دل بیمار «جلالی» آری |
|
بخت و اقبال مدد کرد و دوا باز آمد |
|
 |