Menu

غزل شماره ۱۶۷

167

۱- رفت بی جا ز سر خشم و به جا باز آمد
رفت با دغدغه، با صلح و صفا باز آمد
۲- گر چه بی مشورت و میل من، از پیشم رفت
لِلّله الحمد که با میل و رضا باز آمد
۳- رفت و برگشت و نفهمید کسی غیر از من
این دلارام چرا رفت و چرا باز آمد
۴- بی وفا بود اگر باز نمی گشت آن بُت
«کان بُتِ سنگدل از راه وفا باز آمد»
۵- ما نه صیّاد خطاکار و نه میبود او صید
زین سبب بود که آهوی خطا باز آمد
۶- دوستان آمده و تهنیتم می گویند
که ز اقبال نکوبخت شما باز آمد
۷- بهر درد دل بیمار «جلالی» آری
بخت و اقبال مدد کرد و دوا باز آمد
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *