Menu

غزل شماره ۱۷۰

170

۱- هر آن سری که ره و رسم سروری داند
سرآمد است اگر بنده پروری داند
۲- خوشست داند اگر رسم دل نگهداری
هر آن که شیوه و آیین دلبری داند
۳- پری وشان وفاپیشه نادرند آن جا
که حور دیو صفت خویش را پری داند
۴- مصیبت است اگر زر به مس کند تبدیل
کسی که فوت و فنّ کیمیاگری داند
۵- خدا به داد دل من رسد ز دست کسی
که از تمام صفت ها ستمگری داند
۶- به عطر و سرمه و مشک و حنا ندارد کار
کسی که شیوه و رسم قلندری داند
۷- به فکر پیروی راه و رسم دارا باش
وگرنه هر متجاوز، سکندری داند
۸- خصایص هنری را ز هر لئیم مپرس
که قیمت گهر ناب، گوهری داند
۹- خوشست دولت آن مرد برگزیده که هیچ
نداند از ستم و دادگستری داند
۱۰- مرید و مخلص حافظ بود «جلالی» از آن
«که لطف نکته و سرّ سخنوری داند»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *