Menu

غزل شماره ۱۷۴

174

۱- فرجه زندگی و نقدِ حیاتم دادند
نقد ایّام گرفتند و براتم دادند
۲- اوّل از خواب عدم باز گرفتند مرا
پس از آن روح جمادی و نباتم دادند
۳- روح حیوانی من بسته به ایّامی بود
تا که از محنت ایّام نجاتم دادند
۴- تا شوم راهی مقصد، به من ابنِ سبیل
وعده خلدِ برین را به زکاتم دادند
۵- ذات در حال تحوّل نکند فهم درست
بیم و امید سرشتند و به ذاتم دادند
۶- ذهن قانع نشد آنگاه ز عدل و میزان
شد سُخن ختم و حوالت به صفاتم دادند
۷- شاخه ثابتِ پرگار شدم آخر کار
سَر جایم بنشاندند و ثباتم دادند
۸- جزء پیوسته به کُلّ گشت «جلالی» آخر
«وندر آن ظلمتِ شب آب حیاتم دادند»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *