Menu

غزل شماره ۱۷۹

179

۱- به حسن و سوء جزا هر که شکّ و ریب کند
معاند است و فضولی به کار غیب کند
۲- نگاه دوست به حسن است و عیب جوی به عیب
ولیک حسن تو، دشمن بدل به عیب کند
۳- بنفشه موی من ار در بنفشه زار نهد
قدم، بنفشه خجل گشته سر به جیب کند
۴- نگر چگونه شبان شعیب شد، موسی
چو خواست همسر خود، دختر شعیب کند
۵- ز راه زهد و ورع کس نمی رسد به کمال
مگر که پیروی از شیوه صُهَیب کند
۶- نه شرط زهد بود گر کسی به عهد شباب
چو پیر ماند و تقلید کار شِیب کند
۷- تو هم مدوز «جلالی» نظر به عیب کسان
«که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *