| ۱- |
مرد رندانی که در تزویر محشر می کنند |
|
حصر دین را از برای خویش سنگر می کنند |
|
|
| ۲- |
ربط آن ها با عوام النّاس باشد بیشتر |
|
با خواص و نکته دانان بحث کم تر می کنند |
|
|
| ۳- |
خم شکن های ترش رویی که مستند از غرور |
|
خون پاک شوربختان را به ساغر می کنند |
|
|
| ۴- |
منصب ارشاد دین افتاده دست نابکار |
|
زین سبب این قوم جا در رأس منبر می کنند |
|
|
| ۵- |
یا ز دفترها برون آرند اقوال دروغ |
|
یا حدیثی جعل و آن را ثبتِ دفتر می کنند |
|
|
| ۶- |
خویش را سالار پندارند و بهر خویشتن |
|
نام سالاران دین را زیب و زیور می کنند |
|
|
| ۷- |
جای حیرت نیست گر بینم همچون گردباد |
|
زین تغابُن، آب و آتش خاک بر سر می کنند: |
|
|
| ۸- |
«واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند |
|
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند» |
|
|
| ۹- |
شعر حافظ را «جلالی» خلق می خوانند و هم |
|
آن چه را در حقّ اینان گفته از بر می کنند |
|
 |