Menu

غزل شماره ۱۹۰

190

۱- مرد رندانی که در تزویر محشر می کنند
حصر دین را از برای خویش سنگر می کنند
۲- ربط آن ها با عوام النّاس باشد بیشتر
با خواص و نکته دانان بحث کم تر می کنند
۳- خم شکن های ترش رویی که مستند از غرور
خون پاک شوربختان را به ساغر می کنند
۴- منصب ارشاد دین افتاده دست نابکار
زین سبب این قوم جا در رأس منبر می کنند
۵- یا ز دفترها برون آرند اقوال دروغ
یا حدیثی جعل و آن را ثبتِ دفتر می کنند
۶- خویش را سالار پندارند و بهر خویشتن
نام سالاران دین را زیب و زیور می کنند
۷- جای حیرت نیست گر بینم همچون گردباد
زین تغابُن، آب و آتش خاک بر سر می کنند:
۸- «واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند»
۹- شعر حافظ را «جلالی» خلق می خوانند و هم
آن چه را در حقّ اینان گفته از بر می کنند
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *