Menu

غزل شماره ۱۹۵

195

۱- یاد باد آن که می و میکده پابرجا بود
جمع ما جمع و در آن بَزم، حکایت ها بود
۲- یاد باد آنکه در آن بزم طرب ساقی ما
سیم ساقی به مثل سرو سهی بالا بود
۳- یاد باد آن که از آن چاک گریبان همه شب
تا سحرگاه، هلال مه نو پیدا بود
۴- یاد باد آن که نوازشگری ساقی مست
شادی افزا و توان بخش دل شیدا بود
۵- یاد باد آن که برای دل ما آن دلدار
مست و خندان سر شب تا به سحر با ما بود
۶- یاد باد آن که به خلوتگهم ار دعوت داشت
زودتر ز آن که من آن جا برسم آن جا بود
۷- یاد باد آن که نگارم به بزنگاه وصال
بیشتر از من بی حوصله بی پروا بود
۸- یاد باد آن که در آن دوره و ایّام شباب
همه خوش دل همه کس خوش همه جا زیبا بود
۹- یاد باد آن که مرا دیده «جلالی» می بود
باز بر روی عزیزان و نه خون پالا بود
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *