| ۱- |
تا خرد حاکم و در کام زبان خواهد بود |
|
گوش بر ناطق خوش نطق و بیان خواهد بود |
|
|
| ۲- |
تا بوَد گل به چمن، بلبل بی دل در باغ |
|
بر سر شاخهِ گل نعره زنان خواهد بود |
|
|
| ۳- |
تا دل عاشق بی دل نگران است و اسیر |
|
هر چه معشوقه دلش خواست همان خواهد بود |
|
|
| ۴- |
حسن عشّاق تهیدست نهانست ز چشم |
|
عیب ناچیزی اگر داشت عیان خواهد بود |
|
|
| ۵- |
تا عنان در کَفِ حُسن دگرانست، مدام |
|
دلِ عشّاق به شدّت نگران خواهد بود |
|
|
| ۶- |
گر شکیبا نبود عاشق بی دل چه کند |
|
اختیارش چو به دست دگران خواهد بود |
|
|
| ۷- |
همه دانند «جلالی» که چنین بوده و هست |
|
چند گویی که چنین است و چنان خواهد بود |
|
 |