| ۱- |
آن دور و زمانی که به سر شور و شری بود |
|
از هر چه خبر، قسمت ما بی خبری بود |
|
|
| ۲- |
در محضر پیران خرد پیشه و هشیار |
|
سرگرمی ما مستی و دیوانه گری بود |
|
|
| ۳- |
دادند به ما پند حکیمانه ولیکن |
|
اقدام وقیحانه ما گوش کری بود |
|
|
| ۴- |
در خلق اثر نیّت ما هرزه درایی |
|
در کسب هنر همّت ما بی هنری بود |
|
|
| ۵- |
در دور میانسالی ما بود که ما را |
|
با هر سر و سردار، سر سربسری بود |
|
|
| ۶- |
با نشر نوشتار، در اندیشه ی شهرت |
|
بودیم و از این کار هدف کَرّ و فری بود |
|
|
| ۷- |
بگذشت و رسیدیم به پنجاه و فزون تر |
|
آن دوره که پایان رَهِ هر نفری بود |
|
|
| ۸- |
از مستی و از خواب پریدیم به ناگاه |
|
این دوره دگر مرحلهِ بی نظری بود |
|
|
| ۹- |
یک بیت کنم زینت این شعر و مفادش |
|
منظور «جلالی» ست که اینک سفری بود |
|
|
| ۱۰- |
«اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت |
|
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود » |
|
 |