Menu

غزل شماره ۲۰۷

207

۱- آن دور و زمانی که به سر شور و شری بود
از هر چه خبر، قسمت ما بی خبری بود
۲- در محضر پیران خرد پیشه و هشیار
سرگرمی ما مستی و دیوانه گری بود
۳- دادند به ما پند حکیمانه ولیکن
اقدام وقیحانه ما گوش کری بود
۴- در خلق اثر نیّت ما هرزه درایی
در کسب هنر همّت ما بی هنری بود
۵- در دور میانسالی ما بود که ما را
با هر سر و سردار، سر سربسری بود
۶- با نشر نوشتار، در اندیشه ی شهرت
بودیم و از این کار هدف کَرّ و فری بود
۷- بگذشت و رسیدیم به پنجاه و فزون تر
آن دوره که پایان رَهِ هر نفری بود
۸- از مستی و از خواب پریدیم به ناگاه
این دوره دگر مرحلهِ بی نظری بود
۹- یک بیت کنم زینت این شعر و مفادش
منظور «جلالی» ست که اینک سفری بود
۱۰- «اوقاف خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود »
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *