Menu

متو شو

4



حالا که چاق و چماق کرد و مَرتیکَد رَو شد

مَناصَفیل و سَلَندَر نکن بِجُم شو شد

 

درا تو این خونه نیم چاشته حوصِلَم سَر رَف

کنار کوچه چِقَد لا کنم دِلُم اَو شد

 

مِرَم اُوَتَرکُّ اَلّادِگی که بو نَبَرَن

بچا که کوچه از این تخم و تِلک مَملّو شد

 

او روز زیرا بَغَلِت گَن مِداد چه جور که آدم

خیال مِکِرد که لاحاف پَن تو کُرتِ مَندّو شد

 

اگر که شَو زیرِ نودا تِرِک تِرِک کِردَم

بیدون که وعده ما پُشتِ بون تو مَتَّو شد

 

شَوَرِ گُندَهِ خارِت چه جور میاد خونه شو

خیال مُکُنی کِه گَو، شیوه وَرتو گو رو شد

 

بالهچه یزّی «جلالی» نده تو لِفت و لعاب

که روده و دل من پَس وارون و توش تَوّشد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *