Menu

ماچکاری

9



دیشو دیدَمِش قَن تو دِلوم افتید و اُو شُد

رفتم بِیخُکَش جَلدی پا تُن کِرد و جِلو شُد

 

رَدِّش دو سه میدون را پاشَخ کِردَمو رفتم

گُم شُد نمیدونم تویِ جَنجالی چِطو شُد

 

اونجا عاروسی بود مِثِّ نَقل وَرداری پیشتَر

رَف جزو دو سه تا وِیلَه گُرِختاو وِلّو شُد

 

وختیکه وارِخ تاریکیِ کِفتِش را گِرِفتم

گُف خاک تو سَرُم بیزا برم من خونه شو شُد

 

تا رَف بِگَه چه دو تا ماچِش خوردم و افتید

گفتم چِدَه گُف بیخودی کَلِّم کَلَه تَو شُد

 

گفتم آکِیُک زِشته بُلَن شو جِگرِت شَم

ورخاس و تکون رختِشو و غُرغُر زد و رو شُد

 

هر چَن که «جلالی» دَروکِ مَشکا خیسونده

اما پاتُوَّش هِند واشد و یکباری هو شُد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *