این نَشمَه که دیشو سَرِ شُو توی بَغَل بود
خوب چیزوکی بود پِسّونُکاش سِفت و چَغَل بود
اول که میمَد گُمبَه خودش بود نَنَشَم بود
هر چی بو نَنَش دَسّ و پاگرم و تَل و مَل بود
خیلی بچه سالک بود و اتفاری و رقاص
دَسِّ بغَلِش خوب بود و خوش حالت و گُل بود
لِنگِ جُمُلی بود و عجب لِنگ و رُونی داش
دَیوثّ پِیَرش شیره یی و اَهل مَغَل بود
تا یَشّیِ آخر پیَرِش پولاشا مِسّونَ
از بسکیکه اون پیزی گُشاد دُزّ و دَغَل بود
یکتا دکُونِ نِفرَتِ آشقالدونیوک داش
تَبّافی مِکِرد امّا پُرِ جنسِ پَخَل بود
دَردِش اینه که این جا گلوش گیره «جلالی»
میبینی مَناتِش نی اگه بور و مَچَل بود
یزد – دیماه ۱۳۶۰
