Menu

خشمال شو و روز



ممد خَشمالِ پیر مکرد خِرّ و خِر

مِزد هِنّ و هِنّ و نفس فِرّ و فِرّ

زنش هِی مزد نِق نِق و زرّ و زر

مدوماً مِگفتش با صد کِرّ و کِرّ

 

کمر دو لا کن خش بمال ورّ و ور

نون جو بخور گوز بده غر و غر

 

مِچَرخون تو دَسّ اِشتی را تند و تند

رو تَسّخَر با اون هیکل گُند و مُند

مرتّب بشوهر مزد لُند و لُند

میدوخ چَش تو چشم شُوَر بِرّ و بِرّ

 

کمر دو لا کن خش بمال ورّ و ور

نون جو بخور گوز بده غر و غر

 

مِزَد داد و هی لابلاش فِرت و فورت

مِرَف فِرنَه و هِی مِرَف غِرت و غورت

سَرِ شوهرش پَرت مِکِرد خِرت و خورت

مِداد پیرهن و تَمبونش جرّ و جرّ

 

کمر دو لا کن خش بمال ورّ و ور

نون جو بخور گوز بده غر و غر

 

تو دعوا مِکِردَن هما آش و لاش

سر و دَسّ و پاشون مِشُد قاش قاش

مِگُف زن که مُردَم من از گند شاش

ز بس شو تو تَمبون کُنی پِرّ و پِرّ

 

کمر دو لا کن خش بمال ورّ و ور

نون جو بخور گوز بده غر و غر

 

شُوَر شو که دَر میمد از کوفت و روف

زنش تو گَفاش بَر مِگَردون حروف

مِکَشید رو خود و مِکِرد آخ و اوف

مِکِرد خنده اُونوختِ شو تِرّ و تِرّ

 

کمر دو لا کن خش بمال ورّ و ور

نون جو بخور گوز بده غر و غر

 

یزد – ۱۳۶۴/۳/۲۳

 

(بند ترجیع ضرب المثل یزدی است.)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *