Menu

کلفت گو ما

30



کُلفَتوم آش مِپَزَه ماشالله بآشِش

مِشکَنه مِثِّ سِغِش دندونا ماشِش

مِشَه مُدبَخ طویله از رِخت و پاشِش

اُق و وُقمّ میگیره از گَند لاشِش

 

«گوِّ ما شیر نَمِدَه ماشالله بِشاشِش»

 

اَخمو و بد پَک و پوز عَینِ پلنگه

وَختِ خوردن که مِشَه زِبر و زرنگه

بسکی کون و کَمَرِش چاغه مِلَنگه

سِه پایه گِم مِشَه آخر لای قاشِش

 

«گوِّ ما شیر نَمِدَه ماشالله بِشاشِش»

 

جُف چَشِش آب چَلَقون سبزد و زاغه

بینیشم عینهو کوفته تو ملاغه

مِثِّ بوم غلطونه از بسکیکه چاغه

تو کوچه داد مِزَنن زنیکه را باشِش!

 

«گوِّ ما شیر نَمِدَه ماشالله بِشاشِش»

 

چَن رو پیشتر یکی غول دَرِ خونه در زد

داداشش بود که یَهو سر زده سَر زد

خر مایه ماچ و بوس ور خر نر زَد

از شبات کارت و خیاره با داداشش

 

«گوِّ ما شیر نَمِدَه ماشالله بِشاشِش»

 

یزد – ۱۳۶۴/۴/۲۵

 

(بند ترجیع ضرب المثل مشهور است.)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *