Menu

شو او بری

66



امروز روزِ نوبتیِّ اَوّه

تا نوبت و پَسّا من شه شُوَّه

 

اینوَخ پُسَرِ بُزُرگُم، اِبرِیم

شوم خورده و خُسبیده و خُوَّه

 

این تَمبَلِ قد درازِ پُر خور

بی کاره و پَخمَه مِثِّ گُوَّه

 

هر وَخ مشه وَختِ کار مُخُسبَه

هر وَخ مِشَه سُفره پهن مِدوَّه

 

تو کوچه شَوَندَه روز مِگَردَه

مانندِ اَوِّ اِماله رُوَّه

 

دَسِّ پُسَرُم بَناس که از پام

دَر هِند آخر واشه پاتُوَّه

 

کار خودُمَه که دَسِّ تنها

شُو اَو برم و کَشَم اَخُوَّه

 

راه اُو باغ گرفته ای وای

گاس دیدی بچه شغال تو نُوَّه

 

جز شخص «جلالی» شعر یَزّی

هر که دیه هر چی گُفته هُوَّه

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *