Menu

قر و غر



قِر ز غَربیلِ نِشِسگاه و کمر دَر میایه

غِر، هَمونّ وَختی که رَقّاص شَه دَمَر در میایه

 

چی چیَه این هَمه پَشم و پُتِ دَور صورتِت

مِثِّ یک چوری که بَشنِش دارَه پَر در میایه

 

حَفَه کُن یا برو پهلویِ روکارگیر غالی

تا ببینی زیرِ پَش قُرصِ قَمَر در میایه

 

عاقبت تُخمی که گِل کِردَمو هِشتَم، یَروزی

میایه خیک و خُما پیش و خبر در میایه

 

ندونِسَّم چو زَنَم حلقه به دَر آخرِ سَر

یکی سر دَر میاره یا یکی سر در میایه

 

از غم عشقِ تو این اَش نی که دارم می ریزم

سُرخه رنگش، زِ چَشُم خون جگر در میایه

 

شِرّ و وِرّایِ «جلالی» خو تمومی نداره

دَرزِ نِیِّ قَلَمِش داره شکر در میایه

 

یزد-۱۳۸۵/۵/۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *