Menu

سینه کفتری

سینه-کفتری



اَق، پیف چِه گَندی

چه غِرتَسِّ بلندی!

 

مَنِ پیپز اَفندی

با این وَضعِ پَلشتُم

 

دُنبال یار مِگَشتُم

مادَرُم زَدُم تا کُشتم

 

مَلُک بود یکی دختر

تو سینَش دو تا کفتر

 

خاطر خواش شدم آخر

با این عادت زِشتُم

 

کَفترِ ملک تو مُشتم

آخ اوف انگُشتم

 

ملک لوس و ملوس شد

حاضِر ماچ و بوس شد

 

ولی وَختی عاروس شد

هِی سَرِ وَعده کاشتُم

 

مِگُف غولِ دُرُشتم

آخ که شِکستَه پُشتم

 

خو می دیدم اون هفته

به ضرب چوب و چَفته

 

مَلُک مُرده و رفته

تو آسمون هشتم

 

رفتم پیشِش نَهِشتُم!

براش نامه نوشتُم

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *