| ۱- |
وجهِ لازم بهرِ حاضر کردن نُقل و نَبید |
|
شکرِ لِلّله، اندر این ایام نوروزی رسید |
|
|
| ۲- |
تا بود ممکن، خرید باده با خوف و رجا |
|
هر قدر، هر جا میسّر گشت می باید خرید |
|
|
| ۳- |
پند واعظ را که بی تأثیر و از روی ریاست |
|
روز و شب با گوش کر از خوف می باید شنید |
|
|
| ۴- |
مست شو تا در قبال صرف می از پیش چشم |
|
با صراحت پرده ی پندار بتوانی درید |
|
|
| ۵- |
دوش هنگام سحر با چنگ و می رفتم به باغ |
|
بانگ بلبل بود و از هر سو نسیمی می وزید |
|
|
| ۶- |
گفت در گوشم یکی، هذا صراطٌ مستقیم |
|
راه جنّت را در این دنیا چنین باید گزید |
|
|
| ۷- |
حالیا ما با می و معشوق در فصل بهار |
|
جا کنار جوی خوش کردیم و اَندَر پای بید |
|
|
| ۸- |
صوفی اِبنُ الوَقت باشد ما چنینیم این زمان |
|
راحتی خواهی اگر، از خلق می باید بُرید |
|
|
| ۹- |
مال این دنیا «جلالی» نحس و وِزر است و وَبال |
|
هیچ دنیادار مال اندوز از آن خیری ندید |
|
 |