| ۱- |
بر فراز کوه شاهینی که خوش دارد نفس |
|
کی شود آگاه از احوال مرغی در قفس |
|
|
| ۲- |
آن بود آزاد و شاد و این بود غمگین به بند |
|
فرق یک آزاد و زندانی نه در این است و بس |
|
|
| ۳- |
آن ز شادی می کشد فریاد و می چرخد به اوج |
|
این بود خاموش، او را نیست چون فریادرس |
|
|
| ۴- |
آن بود هم بال و هم پرواز با هم جنس خود |
|
در قفس این خیره بر پرواز و بر بال مگس |
|
|
| ۵- |
آن در اوج آرزوها می کند پرواز و این |
|
در دلش نبود به جز یک لحظه آزادی هوس |
|
|
| ۶- |
باشد این سان هر زمان اوضاع و احوال جهان |
|
هر که آزاد است نبود جز به خود در فکر کس |
|
|
| ۷- |
واقعیت این بود در جای جایِ باغ دهر |
|
بلبل و گل می توانی دید و زاغ و خار و خس |
|
|
| ۸- |
در بهاران بلبل و گل در زمستان زاغ و خار |
|
همچو روز و شب به هم وصلند و باشد پیش و پس |
|
|
| ۹- |
بود سرمشق «جلالی» شعر حافظ، این سخن: |
|
«ای صبا گر بگذری بر ساحل رودِ اَرَس» |
|
 |