Menu

غزل شماره ۲۶۲

262

۱- نگویمت که به آیین من مسلمان باش
به دین خویش وفادار باش و انسان باش
۲- تویی خلیفه فی الارض ایزد متعال
شناس خویش و خدا را و اهل ایمان باش
۳- گناه کردی و خواهی اگر که توبه کنی
که تا قبول شود توبه ات پشیمان باش
۴- مبند عهد مودّت اگر که نتوانی
وفا کنی و چو بستی درست پیمان باش
۵- چو دوست بهر تو از جان کند فداکاری
تو هم به خدمتش آماده از دل و جان باش
۶- مباش قاصد و چون هدهد صبا واسط
ز مور کم نئی از بهر خود سلیمان باش
۷- اگر چو گل نتوانی به باغ جلوه کنی
به پای گل بنشین، سبزه گلستان باش
۸- کلام فاخر حافظ، غزل سرای زمان
سرآمد سخن آمد، بدان غزل خوان باش
۹- طراوت سخن آرد به یاد باران را
سخن ببار و «جلالی» چو ابر نیسان باش
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *