Menu

غزل شماره ۲۷۴

274

۱- گفت روزی در دبیرستان دبیری تیزهوش
می شود هر مشکلی آسان چو باشی سخت کوش
۲- وآنگهم برخواند آیاتی که از تأثیر آن
منقلب شد حال و خون در مغز و پی آمد به جوش
۳- گوش کن گفت ای پسر، گر آن چه گویم بشنوی
بهر راه زندگی این بهترین زاد است و توش
۴- گنگ باش و لب فرو بند و مکن اظهار فضل
گر ندانی مطلبی، نزد خداوندان هوش
۵- بسته روی خلق، بهتر پلک چشم عیب بین
آفرین بادا به حسن خلق مرد عیب پوش
۶- با شکیبایی و با خونسردیت فایق شوی
بر مصیبت ها، نه با جنجال و با جوش و خروش
۷- آن چه را استاد دانا گفت دست کم نگیر
این همان وحی است و الهام است و پیغام سروش
۸- در حضور دانشی مردان سخن گفتن خطاست
«ز آنکه آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش»
۹- نقل قول اوستاد است از «جلالی» بشنوید
پند دادن نیست کار هر سبک مغزی، خموش
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *