Menu

غزل شماره ۲۷۶

276

۱- زمستان رفت و سرما رفت و باز، آمد بهاری خوش
میسّر شد به صحرا رفتن و گشت و گذاری خوش
۲- به صحرا گر چه گشت دسته جمعی عالمی دارد
مرا خوش تر که باشم گوشه ای با گلعذاری خوش
۳- برای بی قرارانی که با هم اُلفتی دارند
نباشد لذّتی بالاتر از قول و قراری خوش
۴- ندارم گر چه یاری در کنار خود، ولی دارم
به امید وفای عهد یاری، انتظاری خوش
۵- نباشد عیب هرگز آرزو بر آرزومندان
از این رو آرزومندم بیابم غمگساری خوش
۶- به هنگام جوانی گر نباشد دلبری در بر
ندارد افتخاری، نیست روز و روزگاری خوش
۷- «جلالی» خاطراتی چند از محبوب خود دارد
برایش مانده از دور جوانی یادگاری خوش
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *