Menu

غزل شماره ۲۸۵

285

۱- در این خیال، فرو رفته ام به فکر عمیق
که از چه دهر پس از جمع می کند تفریق
۲- چرا زمانه به دانا نمی دهد امکان
چرا به حاکم خون خوار می دهد توفیق
۳- ز چیست متّحدانند دشمنان وطن
چرا دچار نفاقند دوستان شفیق
۴- مسیر راه سعادت اگر یکی ست چرا
نشان دهند رسولان به اختلاف، طریق
۵- چرا دو رنگ و دورویان مؤیّدند ولی
لسان صدق چنان نیست در خور تصدیق
۶- خلاصه این که به رنج اندرم که نتوانم
شوم خلاص از این فکر و این خیال دقیق
۷- زمانه ایست که هر کس به زعم خویش کند
قضاوت و ننماید محقّقی تحقیق
۸- بود شراب عقاید تمام دردآمیز
نیافتیم به میخانه ای زلال رحیق
۹- «جلالی» آن که بود قائل چرا، داند
چرا، نکرده چرا گوی را کسی تشویق
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *