Menu

غزل شماره ۲۸۶

286

۱- کسی که دختر رز را نکاح کرد چه باک
که سر به خاک بساید در آستانه تاک
۲- که دید چاک گریبان یار را و نکرد
ز شوق و از سر شوریدگی گریبان چاک
۳- فغان که ماهی آزاد تشنه کام دلم
ز هول طعمهِ آب لبش فتاد به خاک
۴- نبرد و سود نکرد آن که نقد عمر بباخت
به راه ثروت و بر روی گنج گشت هلاک
۵- کجاست آن که مسجّل کند حقیقت محض
کجاست؟ در دل این خاک یا که در افلاک
۶- ز من بپرس که گویم تو را مسیر کمال
برد به سوی حقیقت ز ژرفنای مغاک
۷- جز این اگر چو «جلالی» به هر چه فکر کنی
شوی هر آینه گمراه یا شوی شکّاک
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *