Menu

غزل شماره ۲۹۶

296

۱- دلربایی شوخ و شنگ و شاهدی شیرین کلام
همچنان آهو سیه چشم و به سان برّه رام
۲- در سپیدی صبح رویش تالی تابنده مهر
در سیاهی شام زلفش برده سبقت از ظلام
۳- عطر زلفش برده رونق از گل و مشک و عبیر
می نوازد تا فضایی دور عابر را مشام
۴- صاحب رویی و مویی هم طراز روز و شب
توأمان در یک زمان آورده با هم صبح و شام
۵- گر به هر مجلس نهد پا یا که در هر انجمن
نقل مجلس می شود این سرور عالی مقام
۶- همچو خورشید جهان افروز در اوج کمال
گرم و گیرا با رخی شاداب چون ماه تمام
۷- خیره صدها چشم بر آن نرگس مخمور مست
مست مست آن دیده دوزان خمار تشنه کام
۸- نازنینی این چنین با حربه شعر و ادب
تا که را چنگ آورد در راه دل افکنده دام
۹- لطف عاشق شامل حال «جلالی» گشته است
زین سبب افتاده نامم در زبان خاص و عام
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *