Menu

غزل شماره ۳۰۶

۱- از همان شب که تو را دیدم و مهمان کردم
مشکل رابطه را بهر تو آسان کردم
۲- دعوتی بود و پذیرفتی و خوشحال شدم
گر چه خوشحالیم از چشم تو پنهان کردم
۳- گودی سیب زنخدان تو دل برد از من
با نمک دیدم و تشبیه نمکدان کردم
۴- چشم در چشم سیاهت نکنم می ترسم
چه بگویم، حذر از حیلت شیطان کردم
۵- دیر عاشق شدم و می خورم افسوس از این
اشتباهی که به عمرم من نادان کردم
۶- ذَمِّ می، کرد شبی زاهد و مهمانم بود
زین کلامش به یکی جرعه پشیمان کردم
۷- منکران را چه بسا، می به حیل نوشاندم
این گناهی است که البتّه فراوان کردم
۸- میهمان می کنم آن را که ندانم کار است
همچنانی که تو را یک شبه مهمان کردم
۹- اَلغَرض آنچه که کردم همه از صدق و صفاست
نیستم رند ولی شیوه ی رندان کردم
۱۰- پیر ما گفت بخور باده «جلالی» و منوش
باده بی ساده و من گوش به فرمان کردم
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *