| ۱- |
از همان شب که تو را دیدم و مهمان کردم |
|
مشکل رابطه را بهر تو آسان کردم |
|
|
| ۲- |
دعوتی بود و پذیرفتی و خوشحال شدم |
|
گر چه خوشحالیم از چشم تو پنهان کردم |
|
|
| ۳- |
گودی سیب زنخدان تو دل برد از من |
|
با نمک دیدم و تشبیه نمکدان کردم |
|
|
| ۴- |
چشم در چشم سیاهت نکنم می ترسم |
|
چه بگویم، حذر از حیلت شیطان کردم |
|
|
| ۵- |
دیر عاشق شدم و می خورم افسوس از این |
|
اشتباهی که به عمرم من نادان کردم |
|
|
| ۶- |
ذَمِّ می، کرد شبی زاهد و مهمانم بود |
|
زین کلامش به یکی جرعه پشیمان کردم |
|
|
| ۷- |
منکران را چه بسا، می به حیل نوشاندم |
|
این گناهی است که البتّه فراوان کردم |
|
|
| ۸- |
میهمان می کنم آن را که ندانم کار است |
|
همچنانی که تو را یک شبه مهمان کردم |
|
|
| ۹- |
اَلغَرض آنچه که کردم همه از صدق و صفاست |
|
نیستم رند ولی شیوه ی رندان کردم |
|
|
| ۱۰- |
پیر ما گفت بخور باده «جلالی» و منوش |
|
باده بی ساده و من گوش به فرمان کردم |
|
 |