| ۱- |
با آب دیده، دوش به رخ آب می زدم |
|
سیلی به گونه، تا نروم خواب می زدم |
|
|
| ۲- |
گاهی به گِردِ خانه قدم می زدم، گهی |
|
دیوانه وار نعره به مهتاب می زدم |
|
|
| ۳- |
می دوختم دو دیده به تصویر روشنت |
|
می ریختم به جام و می ناب می زدم |
|
|
| ۴- |
در یاد آن کمان دو ابرو، سری ز شوق |
|
در عالم خیال به محراب می زدم |
|
|
| ۵- |
در برگرفته ساز و به آهنگ سوزناک |
|
بر تارهای اربعه، مضراب می زدم |
|
|
| ۶- |
دیشب شبم قرین تب و تاب بود و من |
|
آبی بر آتش دل بی تاب می زدم |
|
|
| ۷- |
سرچشمهِ حقیقتم از ذهن دور بود |
|
تن را به واقعیت مرداب می زدم |
|
|
| ۸- |
حافظ چو خوش سروده «جلالی» به گوش گیر: |
|
«دیشب به سیل اشک رَهِ خواب می زدم» |
|
 |