Menu

نمیدانم

28-نمی-دانم

برفت امّا نمی دانم فراموشم کند یا نه

دگر بار از می وصلش قدح نوشم کند یا نه

 

برفت از پیشِ من امّا ندانم باز برگردد

و یا بار دگر دستی در آغوشم کند یا نه

 

نمی دانم زبانِ شِکوَه ام را گاه دیدارش

ببندد باز و با یک بوسه خاموشم کند یا نه

 

ندانم بعد چندی باز اگر چشمش به من افتد

از آن پیمانه در دَم مست و مدهوشم کند یا نه

 

دگر بارش اگر بینم نمی دانم به شیرینی

سخن های دروغین باز در گوشم کند یا نه

 

ندارم تابِ دوری، گر به دنبالش روم، آیا

چو زلف تابدارش خانه بر دوشم کند یا نه

 

بدان زلف سیه دل بسته ام امّا نمی دانم

به زیر چتر مشکینش سیه پوشم کند یا نه

 

«جلالی» سینه ام شد سرد از بی مهریش آیا

به گرمی بارِ دیگر سینه پر جوشم کند یا نه

 

یزد ۱۳۷۸/۱۱/۱۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *