Menu

یک قَدَم

39-یک-قَدَم

خواهی اگر که پا به حریمِ خدا نهی

کن سعی، تا به دایره ی عِشق پا نهی

 

از خودگذشتگی بود و عشق و معرفت

راه تو، گر عنان به کفِ رهنما نهی

 

یک گام بیش نیست به سویِ خدا تو را

باری به شرطِ آن که ز خود پا فرا نهی

 

این ما و من کمالِ تَوَهُّم بود، بدان

پای غَرَض به رویِ حقیقت چرا نهی؟

 

من نیستم تو نیستی این او بوَد که هست

او را بوَد بقا و تو رو بر فنا نهی

 

نبود به دهر فاعلِ فعلی سوایِ او

باری چرا مفاعِلَه بر ما سِوی نهی

 

یادآر ما رَمِیتَ دگر اِذا رَمِیت را

می بر ز غیر تا صِلَه بر آشنا نهی

 

تسلیمِ محض باش «جلالی» در این سرای

تا سرفراز پای به آن سرسرا نهی

 

یزد جمعه ۱۳۷۹/۹/۱۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *