Menu

دلبری

43--دلبری

روی و چه رویی رنگش و آبش

موی و چه مویی پیچش و تابش

 

وه که چه گیراست صورتِ ماهش

وه چه فریباست گیسویِ نابش

 

گرمِ دویدن غرقِ عَرَق بود

دیده، گُلَش را دید و گُلابش

 

چیست ندانم ساحر، اگر نیست

خفتهِ بیدار، نرگسِ خوابش

 

پرسشم از اوست داردم ار دوست

همچو منش، چیست حرفِ حسابش؟

 

اَخم و تبسّم پاسخ اگر بود

کیست که گوید چیست جوابش

 

آتش و آبست هر دو به هم در

لعل مذابش نِحلِ شرابش

 

عشقِ جگرسوز بین که چِها کرد

با دل و آه است دودِ کبابش

 

غرقه به بحرم بحرِ تحیّر

بهرِ ایابش بهرِ ذهابش

 

وه که «جلالی» هیچ نداشت

راز درنگش رمزِ شتابش

 

یزد ۱۳۷۹/۱۱/۱۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *