Menu

رند مست عاشق کش

45-رندِ-مستِ-عاشق-کش

ز نرگس تو خماران پیاله وام کنند

به پیش پای تو قد قامتان قیام کنند

 

تو رند و مستی و عاشق کشی و عشّاقت

به حیرتند که دیگر تو را چه نام کنند

 

نمای گوشه ی ابرو که دست جلّادان

به رعشه افتد و شمشیرها نیام کنند

 

به احترام تو و تیغ تیز خونریزت

تو را سپرده سر و حرمتِ تمام کنند

 

سوادِ زلفِ تو حجّاج را کند گمراه

به جای کعبهِ روی تو رو به شام کنند

 

کبوتران دلِ عاشقان چه دلدارند

به رغم آن دلِ سنگت،هوای بام کنند

 

هوایِ بام، غلط گفتم این بدان معناست

که بهر دانهِ خالت خیال دام کنند

 

خوشم که شیفتگانت چو من نمی دانند

چگونه ات به مضامین شعر رام کنند

 

اگر لِسانِ «جلالی» نبود ممکن بود

که شهدِ وصل تو را زودتر به کام کنند

 

یزد ۱۳۷۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *