Menu

کج اندیشان و نامشروعان

01-کج-اندیشان-و-نامشروعان

در اَزَل روح پیِ چرخ و فلک ساخته شد

مُزدِ سازنده (تبارَک) بُد و پرداخته شد

 

روح، اَمرُالله و پیدا، پس از آن شد که در آب

چند عنصر متشکّل شده و یاخته شد

 

خالق از (کُن) متحوّل شد و ظاهر گردید

همه او، او همه ، با این همه نشناخته شد

 

حرفِ حق بود که منصور انا الحق زد و گفت

حلقهِ دار چو بر گردنش انداخته شد

 

عینِ حق بود سَرِ دار نه منصور و چه زود

رایتِ دولتِ منصور برافراخته شد

 

خونِ حلاّج بُوَد گردنِ نامشروعان

همچو آن حلقه که بر گردنِ هر فاخته شد

 

وَه چه خونریز بُوَد مدّعیِ راه صواب

ای بسا جان که در این راه عبث باخته شد

 

همچو فریادِ «جلالی» چه بسا تیغِ زبان

بر سر و روی کج اندیشِ زمان آخته شد

 

یزد ۱۳۸۱/۹/۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *